آموزش مهمترین اصطلاحات مربوط به تجارت به انگلیسی

میان کارآفرینان، صاحبان کسب و کار و افراد شاغل «مهارت برقراری ارتباط مؤثر» است. رکن اصلی این مهارت آشنایی و استفاده صحیح است اصطلاحات تجارتی به زبان انگلیسی است. همان‌طور که می‌دانید زبان انگلیسی با سرعت عجیب و غریبی رو به گسترش است تا حدی که به‌عنوان یک مهارت ضروری برای هر کسب و کاری تعیین شده است. آموزش زبان باعث ارتباط و رقابت بهتری در دنیای تجارت و کسب و کار می‌شود.

 

آموزش اصطلاحات تجارتی, و بازرگانی به انگلیسی

توانایی ability
غایب absent
تأیید کنید accept
مطابق با according to
حساب account
بخش حسابداری accounting (department)
اذعان acknowledge
تحصیل acquisition
عمل کنید act
در حقیقت actually
سرمایه گذاری مشترک Joint venture
ارزش افزوده added value
پیش پرداخت advance payment
مزیت – فایده – سود (یکی از اصطلاحات مهم انگلیسی بازرگانی است.) advantage
تبلیغات advertise
هیئت داوران jury
بنگاه تبلیغاتی advertising agency
مشاوره advice
مشاوره پرداخت advice of payment
توصیه advise
تأثیر می‌گذارد affect
استطاعت داشتن afford
خدمات پس از فروش after-sales service
دستور جلسه agenda
عامل agent
توافق agreement
راه اندازی launch
حمل و نقل هوایی air freight
رهبری lead
اجاره leasehold
هم ترازی alignment
جایگزین alternative
مبلغ سررسید amount due
تقویت amplify
مناقصه قانونی legal tender
حاشیه نویسی کنید annotate
مجمع عمومی سالانه Annual General Meeting (AGM)
مرخصی سالانه annual leave
آپارتمان apartment
معذرت خواهی apology
ضمیمه appendix
کاربرد application
درخواست کار apply for a job
اعمال apply
منصوب کند appoint
رویکرد approach
تأیید approval / approve
سر برگ letterhead
داوری arbitration
حسابی arithmetic
مقاله article
اساسنامه articles of association
بیان articulate
همان‌طور که اشاره شد as mentioned
ارزیابی assessment
قدرت نفوذ leverage
دارایی asset
شرکت کننده attendee
وکیل attorney
مسئولیت liability
تقویت کردن augment
حق رهن / گرو lien
سرمایه سهام مجاز authorized share capital
مجوز authorization
اجازه دهد authorize
در دسترس available
اجتناب کردن avoid
وام loan
پشتیبان گیری back up
زمینه background
زیان loss
تعادل balance
ترازنامه balance sheet
ورقه رأی ballot
دسترسی آسان low-hanging fruit
پهنای باند bandwidth
بانک bank
حساب بانکی bank account
هزینه‌های بانکی bank charges
انتقال بانکی bank transfer
اسکناس banknote
قیمت مقرون به صرفه bargain price
بازار market
وکیل دادگستری barrister
نرخ پایه base rate
واحد بازاریابی marketing department
مسائل پیش آمده matters arising
رفتار – اخلاق behavior
محک زدن benchmarking
سود benefit
صورت حساب bill
برات bill of exchange
بارنامه bill of lading
تابلو تبلیغاتی billboard
میلیارد billion
بستن bind
ملاقات meeting
بازار سیاه black market
چک سفید blank cheque
ادغام merger
کسب درآمد monetization
حواله پول money order
چند وظیفه‌ای multitask
هیئت مدیره Board / board of directors
مذاکره کنید negotiate
کارت پرواز boarding pass
بی‌فکر no-brainer
زبان بدن body language
رابطه، رشته bond
جایزه bonus
امانت گرفتن borrow
خط پایین bottom line
هیچ رشته‌ای متصل نیست no strings attached
حجم معاملات turnover
شاخه branch
نام تجاری brand
کاملاً نو brand new
آگاهی از برند brand awareness
نام تجاری branding
به اتفاق آرا unanimous
تجارت سریع brisk trade
برگه گسترده broadsheet
مرورگر browser
بودجه budget
ساختن build
ساختمان building
ساختن جامعه building society
بازار صعودی bullish market
دفتر صرافی bureau de change
کسب و کار business
فرشته کسب و کار business angel
طرح کسب و کار business plan
خرید buy
خریدار buyer
خرید در buy-in
از طریق کتاب by the book
بایت byte
محاسبه calculate
سرمایه، پایتخت capital
سهام انتشار نیافته شرکت تضامنی capital stock
مسئله بزرگی capitalisation issue
حرفه career
محموله cargo
کالسکه رایگان carriage free
کالسکه پرداخت شده به carriage paid to
پول نقد cash
دستگاه پول نقد cash dispenser
صورت جریان نقدی cash flow statement
پیشنهاد بازپرداخت نقدی cash refund offer
صندوقدار cashier
رأی دادن casting vote
سانسور censor
گواهی مبدأ certificate of origin
فروشگاه زنجیری chain store
رئیس هیئت مدیره chairman
چالش challenge
تغییر دادن change
فصل chapter
بیکاری unemployme
بررسی check
چک کردن check in
دسته چک checkbook
بستن معامله close a deal
سکه coin
تماس سرد cold call
همکاری collaborate
تجاری commercial
کمیسیون commission
تعهد commitment
کالاها commodities
برقراری ارتباط communicate
شرکت company
مقایسه comparison
رقابت competition
رقیب competitor
شکایت کردن complain
کامل complete
همه جانبه comprehensive
به خطر افتادن compromise
مفهوم concept
وضعیت condition
کنفرانس conference
تأییدیه confirmation
اجماع، وفاق consensus
ضرر تبعی consequential loss
در نظر گرفتن consider
مشاور consultant
مصرف کننده consumer
ظرف container
محتوا content
قرارداد contract
خواروبارفروشی کوچک convenience store
متقاعد کردن convince
قیمت واحد unit price
هماهنگ کردن coordinate
کپی رایت copyright
کسب و کار اصلی core business
صلاحیت اصلی core competency
گوشه بازار corner the market
هم افزایی شرکتی corporate synergy
خبرنگار correspondent
هزینه cost
هزینه فروش cost of sales
شمردن count
پیشنهاد متقابل counteroffer
ضد تولید counter-productive
کوپن coupon
دادگاه قانون court of law
پوشش دادن cover
پوشش نامه cover letter
کار مشترک coworking
اعتبار credit
کارت اعتباری credit card
بدهکار creditor
طلبکاران creditors
تأمین مالی جمعی crowdfunding
واحد پول currency
حساب جاری current account
رزومه (CV) curriculum vitae (CV)
مشتری customer
اداره خدمات مشتری customer service department
گمرک customs
باز کردن بسته بندی unpack
داده‌ها data
تاریخ date
غیرقابل فروش unsaleable
ضرب‌الاجل deadline
معامله deal
بدهی debit
بدهی debt
بدهکار debtor
بدهکاران debtors
تصمیم گرفتن decide
تصمیم گیری decision
اعلام declare
نزول کردن decrease
دست بالا upper hand
مدافع defendant
کمبود deficit
ارائه deliver
قابل تحویل deliverable
تحویل delivery
ابهام زدایی demystify
بخش department
فروشگاه بزرگ department store
تابلوی خروج departures board
سپرده deposit
حساب سپرده deposit account
مشتق derivative
فرود آمدن descend
شرح description
میز کار desk
بازاریابی دیجیتال digital marketing
استراتژی دیجیتال digital strategy
سرمایه گذاری مستقیم direct investment
ایمیل مستقیم direct mail
کارگردان director
عیب disadvantage
تخفیف discount
با احتیاط discreet
رد dismiss
ارزش value
متنوع کردن diversify
تقسیم کردن divide
سود سهام dividend
سند document
بخشوده از حقوق گمرکی duty free
حکم verdict
آسان بیا، آسان برو easy come, easy go
تجارت الکترونیک e-commerce
مقیاس اقتصاد economies of scale
ویرایش کنید edit
ویرایش editing
ویرایشگر editor
سرمقاله editorial
تحصیلات education
ویدئو کنفرانس video conference
بازاریابی الکترونیکی e-marketing
تجسم embodiment
بازارهای نوظهور emerging markets
استخدام کردن employ
کارمند employee
کارفرما employer
مسئولیت کارفرما employer’s liability
محصور شده است enclosed
تشویق کردن encourage
پایان بازی end of play
کاربر نهایی end user
بازاریابی ویروسی viral marketing
استعلام enquiry
کارآفرین entrepreneur
سهام equities
انصاف equity
تأسیس کردن establish
قیمت ارز exchange rate
حقوق انحصاری exclusive rights
مدیر اجرایی executive officer
بسط دادن expand
هزینه‌ها expenses
تجربه experience
توضیح explanation
نمایی exponential
توسعه دادن، گسترش extend
تمدید زمان پرداخت extension of payment time
کارخانه factory
عدم پرداخت failure to pay
سقوط fall
رأی vote
هزینه fee
بازخورد feedback
اخراج (کسی از کار) fire (someone from a job)
پیشنهاد قطعی firm offer
مجانی free of charge
مالکیت آزاد freehold
آزاد freelance
ضعف weakness
حمل و نقل freight
مزایای حاشیه‌ای fringe benefits
جلد جلو front cover
صفحه اول front page
برآورده کند fulfil
شغل تمام وقت full-time (job)
سرمایه fund
هدف goal
پیش رفتن going forward
کالاها goods
کالاهای در حال ترانزیت goods in transit
اعطا کردن grant
طبقه همکف ground floor
رشد growth
ضمانت guarantee
راهنمایی guidance
گناهکار guilty
چمدان دستی hand luggage
جزوه handout
دست‌ها بسته است hands are tied
ارز currency
تاریخچه کار word of mouth
کارگر worker
عنوان headline
مرکز فرماندهی headquarters
فروش بالا upsell
بدین وسیله hereby
در اینجا herein
از این پس hereinafter
استخدام hire
احتکار hoarding
منابع انسانی (HR) Human Resources (HR)
صد hundred
صورت حساب درآمد income statement
افزایش دادن increase
فهرست مطالب index
القاء شده induced
صنعت industry
اجتناب ناپذیر inevitable
تورم inflation
آگاه کردن inform
فناوری اطلاعات information technology
سفارش اولیه initial order
ورودی input
استعلام inquiry
خودی Insider
معامله / تجارت داخلی Insider dealing / trading
اصرار دارد insistent
نصب install
قسط Instalment
دستورالعمل‌ها instructions
بیمه insurance
کارگزار بیمه insurance broker
علاقه interest
قابلیت همکاری interoperability
قطع کنید Interrupt
مصاحبه interview
اینترانت Intranet
قیمت مقدماتی introductory price
فهرست inventory
سرمایه گذاری invest
سرمایه گذاری investment
مطالعه کنید  7 گام برای کنترل خشم

اصطلاحات مدیریت بازرگانی به انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی بازرگانی عبارت‌اند از:

تسهیل کردن Facilitate
هماهنگ کردن Coordinate
اولویت بندی کنید Prioritize
برنامه Schedule
روند Process
ایجاد انگیزه Motivate
همکاری Collaborate
نظارت Supervise
سند Document
بودجه Budget
مذاکره کنید (یکی از اصطلاحات کاربردی بازرگانی به انگلیسی می‌باشد.) Negotiate
پیاده سازی Implement
برقراری ارتباط Communicate
استخدام کنید Recruit
مجاز کردن Authorize
کالا Merchandise
فهرست Inventory
حجم معاملات Turnover
توزیع Distribution
سودآوری Profitability

اصطلاحات انگلیسی مذاکره

چانه زدن To bargain
خط پایین Bottom line
جایگزین Alternative
برای رسیدن به اجماع To reach consensus
پیشنهاد متقابل Counter proposal
بن بست Deadlock
قدرت نفوذ Leverage

برای یادگیری بهتر فرهنگ اصطلاحات بازرگانی و تجارت در زبان انگلیسی چه پیشنهادی دارید؟

  • این واژگان را بر حسب نیازتان یاد بگیرید تا انگیزه بیشتری داشته باشید.
  • برای یادگیری بهتر اصطلاحات بازرگانی انگلیسی اهداف روزانه تعیین کنید.
  • اخبار کسب و کار را بخوانید و تماشا کنید.

کلام آخر

حالا زمان آن فرا رسیده تا از اصطلاحات انگلیسی تجارت بین الملل در دنیای واقعی استفاده کنید و شروع به یادگیری مکالمه انگلیسی کنید. برای شروع در کارهای روزانه خود از آن‌ها استفاده کنید و به تدریج این لغات را در حوزه‌های تخصصی‌تر به کار ببرید. به یاد داشته باشید که برای یادگیری بهتر و تقویت بیشتر مهارتتان نباید از تمرین کردن دست بکشید. در این مقاله از یادگیری زبان انگلیسی اصطلاحات تجاری انگلیسی به فارسی را به‌طور هم‌زمان با هم بررسی کردیم تا زمانتان را با گشتن در فرهنگ لغت از دست ندهید.