آموزش مهمترین اصطلاحات سفر به زبان انگلیسی

اصطلاحات-سفر-به-زبان-انگلیسی-

آیا استفاده از زبان انگلیسی در سفر برای شما راحت است؟ سفر یکی از کارهایی است که بدون استثنا همه مردم دوست دارند آن را امتحان کنند. مردم دوست دارند مکان‌های جدید را کشف کنند، با مردم فرهنگ‌های مختلف ارتباط برقرار کنند و غذاهای جدید را تست کنند. یادگیری اصطلاحات سفر به زبان انگلیسی کمک می‌کند تا مردم به همه این آرزوها برسند. زبان انگلیسی به دلیل بین‌المللی بودن این اجازه را به شما می‌دهد تا بدون محدودیت به هر کشوری با هر زبانی سفر کنید و نگران ارتباط برقرار کردن با مردم نباشید. در این قسمت از مقاله به آموزش صحبت کردن به انگلیسی در سفر می پردازیم.

 

اصطلاحات گردشگری به زبان انگلیسی

اصطلاحات مربوط به سفر در انگلیسی عبارت‌اند از:

  • Airport: مجموعه‌ای از باندها و ساختمان‌ها برای برخاستن، فرود و نگهداری هواپیما
  • Flight: سفر هوایی
  • the earth: جایی برای فرود آمدن
  • Register: فرایند ثبت حضور شخص
  • Landing: نمونه‌ای از آمدن یا آوردن چیزی به زمین (چه از هوا چه از آب)
  • level: یک سطح صاف
  • destination: مکانی که به‌عنوان پایان مسابقه یا سفر تعیین شده است
  • camp: مکانی با اسکان موقت کلبه‌ها، چادرها که معمولاً توسط پناهندگان یا افراد مسافر استفاده می‌شود.
  • go camping: یک نوع فعالیت که به‌عنوان کمپینگ شناخته می‌شود.
  • Go sightseeing: گشت و گذار در یک شهر یا منطقه برای دیدن مکان‌های جالب
  • Surf: سفری که به‌عنوان یک فعالیت تفریحی در نظر گرفته می‌شود.
  • Guide: کسی که برای راهنمایی دیگران استخدام می‌شود.
  • tourist: کسی که زیاد سفر می‌کند.
  • Hotel: موسسه‌ای که محل اقامت، غذا و سایر خدمات را برای مسافران فراهم می‌کند.
  • Dorm: مؤسسه‌ای که غذای ارزان قیمت و مسکن برای گروه خاصی از مردم مانند دانشجویان، کارگران یا مسافران فراهم می‌کند.
  • passenger load: چمدان یا کیسه‌هایی که در آن وسایل شخصی را برای سفر بسته بندی کنید.
  • Motel: یک هتل کنار جاده‌ای که در درجه اول برای رانندگان ساخته شده است.
  • Direction: یک راه یا مسیری برای رسیدن از یک نقطه شروع به یک مقصد در نظر گرفته می‌شود.
  • packing: مواد مورد استفاده برای بسته بندی یا محافظت از کالاها
  • Passenger: مسافر یک وسیله حمل و نقل عمومی یا خصوصی
  • baggage: جعبه‌ای که برای حمل لباس و سایر وسایل شخصی استفاده می‌شود.
  • Net: یک مسیر در یک مکان یا منطقه خاص
  • Travel / Move: تغییر مکان
  • go rounding: بدون هدف یا بدون مقصد حرکت کردن.
  • step: عمل تغییر مکان
  • Long walk: یک سفر طولانی و سخت
  • Map: یک نمایش نموداری از سطح زمین
  • a trip: فرایند سفر از یک مکان به مکان دیگر
  • Cruise: سفر به جایی دور

کلمات مرتبط به سفر در انگلیسی با ذکر مثال

لغات انگلیسی مربوط به سفر به بخش‌های مختلفی تقسیم می‌شود به‌عنوان مثال واژگانی که برای سفر دریایی به آن نیاز دارید با واژگانی که در سفر هوایی به آن احتیاج پیدا می‌کنید فرق می‌کند. در حال حاضر برنامه آموزش زبان انگلیسی به صورت گسترده وجود دارد که با کمک آن می توانید به یساری از کلمات دست پیدا کنید.

مطالعه کنید  رازهای قبولی تضمینی در آزمون ها

 

اصطلاحات مربوط به سفر در زبان انگلیسی هنگام سفر هوایی

اصطلاحات-مربوط-به-سفر-در-زبان-انگلیسی-هنگام-سفر-هوایی

ورود: حتماً ۱ ساعت زودتر به فرودگاه بروید تا چک‌این کنید. .Arrival: Be sure to go to the airport 1 hour earlier to check in
فرودگاه: برای گرفتن پرواز به ترکیه به فرودگاه رفتم. .Airport: I went to the airport to catch a flight to Turkey
هواپیما: این هواپیما دارای ۲۰۰ مسافر است. .Plane: This plane has 200 passengers
پرواز: من دوست دارم با همان خط هوایی پرواز کنم. .Flight: I like to fly with the same airline
فرود: فرود موقع طوفان انجام شد و خیلی وحشتناک بود! Landing: The landing was done during a storm and it was very terrible!
برخاستن: هواپیما قرار است ساعت ۶:30 بعد از ظهر بلند شود. .Departure: The plane is scheduled to take off at 6:30 pm

 

اصطلاحات رایج انگلیسی در مورد سفر و تعطیلات مختلف

مقصد: مقصد نهایی شما کجاست؟ ?Destination: Where is your final destination
گشت و گذار: من می‌خواهم زمانی که در تهران هستیم به برج میلاد بروم. Sightseeing: I want to go to Milad Tower when we are in Tehran
به گشت و گذار بروید: آیا زمانی که در اصفهان بودید به گشت و گذار رفتید؟ Go sightseeing: Did you go sightseeing while you were in Isfahan
کمپ: آیا دوست دارید در جنگل کمپ بزنید؟ ?Camp: Do you like to camp in the forest
به کمپینگ بروید: بیایید به ساحل برویم و آخر هفته آینده کمپینگ بزنیم. Go camping: Let’s go to the beach and go camping next weekend
هاستل: اقامت در خوابگاه جوانان راهی عالی برای صرفه جویی در هزینه تعطیلات است. Hostel: Staying in a youth hostel is a great way to save money on vacation
هتل: برای دو شب هتل رزرو می‌کنم. .Hotel: I will book a hotel for two nights
سفر: سفر سه هفته طول خواهد کشید و ما از چهار شهر دیدن خواهیم کرد. Travel: The trip will last three weeks and we will visit four cities
متل: ما در یک متل مناسب در راه اقامت داشتیم. Motel: We stayed in a suitable motel on the way
مسافر: مسافر در طول سفر احساس بیماری کرد. .Passenger: The passenger felt sick during the trip
مسیر: مسیر ما از طریق تهران به شمال خواهد برد. .Route: Our route will go north through Tehran
چمدان: آیا می‌توانید چمدان را به طبقه بالا ببرید؟ ?Luggage: Can you carry the luggage upstairs
گشت و گذار: گشت و گذار در این شهر نسبتاً خسته کننده است. بیایید به خرید برویم. Sightseeing: Sightseeing in this city is relatively boring. Let’s go shopping
چمدان: بگذار چمدانم را باز کنم بعداً می‌توانیم شنا کنیم. .Baggage: Let me open my bag, we can swim later
تور: علی به گشت و گذار در کیش رفت. .Tour: Ali went sightseeing in Kish
گردشگری: گردشگری تقریباً در هر کشوری در حال تبدیل شدن به یک صنعت مهم است. Tourism: Tourism is becoming an important industry in almost every country
مسافرت رفتن: سفر یکی از فعالیت‌های اوقات فراغت مورد علاقه اوست. .Traveling: Traveling is one of his favorite leisure activities
آژانس مسافرتی: آژانس مسافرتی ما خیلی خوب بود. .Travel agency: Our travel agency was very good
سفر: سفر به ترکیه دوست داشتنی و جالب بود. .Travel: The trip to Turkey was lovely and interesting
توریست: هر بهار گردشگران زیادی از سراسر جهان برای دیدن جشنواره گل می‌آیند. Tourist: Every spring, many tourists from all over the world come to see the flower festival
تعطیلات: من دوست دارم یک تعطیلات طولانی خوب در ساحل داشته باشم. .Vacation: I like to have a nice long vacation at the beach
مطالعه کنید  شرایط استجابت دعا

اصطلاحات انگلیسی مربوط به سفر زمینی

اصطلاحات-انگلیسی-مربوط-به-سفر-زمینی

ماشین: ممکن است بخواهید زمانی که به تعطیلات می‌روید ماشین کرایه کنید. .Car: You may want to rent a car when you go on vacation
لاین: وقتی می‌خواهید عبور کنید حتماً وارد لاین چپ شوید. .Lane: Be sure to enter the left lane when you want to cross
موتورسیکلت: موتور سواری می‌تواند سرگرم‌کننده و هیجان انگیز باشد اما خطرناک نیز هست. Motorcycle: Riding a motorcycle can be fun and exciting, but it is also dangerous
دوچرخه: از مغازه‌ای به مغازه دیگر دوچرخه سواری کردیم. .Bicycle: We rode bicycles from one shop to another
اتوبوس: می‌توانید اتوبوسی را برای گشتن در ترکیه بگیرید. .Bus: You can take a bus to get around Turkey
ایستگاه اتوبوس: ایستگاه اتوبوس سه بلوک از اینجا فاصله دارد. .Bus station: The bus station is three blocks away from here
اتوبان: ما باید از بزرگراه به لس‌آنجلس برویم. .Freeway: We have to go to Los Angeles from the freeway
بزرگراه: بزرگراه بین دو شهر بسیار دوست داشتنی است. .Highway: The highway between the two cities is very lovely
جاده: سه راه به شمال وجود دارد. .Road: There are three roads to the north
جاده اصلی: به جاده اصلی شهر بروید و در خیابان پنجم به چپ بپیچید. Main road: Go to the main road of the city and turn left on Fifth Street
ریل: آیا تا به حال با قطار سفر کرده‌اید؟ ?Rail: Have you ever traveled by train
با قطار بروید: قطار این فرصت را فراهم می‌کند که از جای خود بلند شوید و در حین سفر قدم بزنید. Take the train: The train gives you the opportunity to get up and walk while traveling
راه آهن: ایستگاه راه آهن پایین این خیابان است. .Railway: The railway station is at the bottom of this street
تاکسی: سوار تاکسی شدم و به ایستگاه قطار رفتم. .Taxi: I took a taxi and went to the train station
ترافیک: امروز ترافیک زیادی در جاده وجود دارد! !Traffic: There is a lot of traffic on the road today
قطار: من سوار شدن در قطار را دوست دارم. این یک راه بسیار آرامش بخش برای سفر است. Train: I like riding the train. It is a very relaxing way to travel
مترو: می‌توانید در تهران سوار مترو شوید. .Metro: You can take the metro in Tehran
مطالعه کنید  چگونه آموزش زبان را شروع کنیم ؟

اصطلاحات رایج انگلیسی در سفر دریایی

کشتی کروز: این زیباترین کشتی تفریحی جهان است! Cruise ship: This is the most beautiful cruise ship in the world
فری: کشتی‌ها به مسافران این امکان را می‌دهند که ماشین‌های خود را با خود به سفر ببرند. Ferry: Ferries allow passengers to take their cars with them on the trip
اقیانوس: عبور از اقیانوس اطلس چهار روز طول می‌کشد. .Ocean: It takes four days to cross the Atlantic Ocean
بندر: انواع کشتی‌های تجاری در بندر وجود دارند. .Port: There are all kinds of commercial ships in the port
قایق بادبانی: قایق بادبانی به چیزی جز باد نیاز ندارد. .Sailboat: A sailboat needs nothing but wind
دریا: امروز دریا بسیار آرام است. .Sea: The sea is very calm today
بادبان بنشینید: ما به سمت جزیره عجیب و غریبی حرکت کردیم. .Set sail: We set sail for a strange island
کشتی: آیا تا به حال مسافر کشتی بوده‌اید؟ ?Ferry: Have you ever been a passenger on a ferry
سفر دریایی: سفر به باهاما سه روز طول کشید. .Cruise: The trip to the Bahamas took three days

اصطلاحات هتل به انگلیسی

اصطلاحات-هتل-به-انگلیسی

 

اتاق یک نفره single room
اتاق دو نفره Double room
سوئیت Suite
اتاق مجاور Adjacent room
گرمایش Heating
حمام Bathroom
دسترسی به اینترنت Internet access
پنکه Fan
پاسیو the patio
سیگار کشیدن آزاد می‌باشد Smoking is allowed
وان حمام bathtub
دوش Shower
آشپزخانه kitchen
قهوه ساز coffee maker
سرویس اتاق Room service
سرویس نوبت دهی Appointment service
مبل را بیرون بکش Pull out the sofa
صندلی راحتی Armchair
جکوزی خصوصی Private jacuzzi
بار Bar
توقفگاه خودرو car stop
استخر Swimming pool
جکوزی Jacuzzi
آبگرم Hot water
خشک‌شویی laundry
مرکز تجاری Business center
حیوانات خانگی مجاز است Pets are allowed
پذیرایی catering
لابی lobby
مدیر the manager
مسئول پذیرش receptionist
دربان doorman
پیشخدمت Waiter

کلام آخر

آشنایی و یادگیری اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی در مورد سفر و ضرب المثل انگلیسی درباره سفر می‌تواند احتمال وقوع هر مشکلی را از بین ببرد و به شما کمک کند تا سفر بهتری را تجربه کنید. دقت کنید که برخی از مردم فکر می‌کنند اگر فقط عبارات انگلیسی مربوط به سفر را یاد بگیرند، می‌توانند به هر کشوری که دوست دارند سفر کنند در صورتی که تسلط و آموزش زبان انگلیسی به صورت ابتدایی لازم است.