6 راز ناگفته افراد موفق

6 راز ناگفته افراد موفق

6 راز ناگفته افراد موفق

6 راز ناگفته افراد موفق

بزرگترین دلیلی که مردم برای داشتن تمرکز تلاش می کنند این است که آنها نمی دانند تمرکز واقعاً چیست. بیشتر ما فکر می کنیم تمرکز و اراده یکی هستند- وقتی که می خواهید تلاش کنید که ذهن خود را بر روی یک چیز متمرکز کنید؛ باز هم ذهن ما میخواهد به جای دیگری برود. اما این فقط بخش کوچکی و کم اهمیتی از تمرکز است. توانایی تمرکز عمیق و طولانی مدت نتیجه بسیاری از عادت هایی است که به مرور زمان پرورش می یابد. 6 راز ناگفته افراد موفق مقاله ای است که در ادامه به آن می پردازیم و آنچه را که افراد متمرکز و موفق انجام می دهند را برابی شما بیان می کنیم. 
اگر می خواهید اثری عالی ایجاد کنید؛ باید بر هنر تمرکز تسلط داشته باشید. و برای انجام این کار، باید عادات مناسب را پرورش دهید. آنچه در زیر می آید 6 راز ناگفته افراد موفق است که به تمرکز عمیق تر و نتایج برجسته تر منجر شود؛ مهم نیست چه نوع کاری را انجام می دهید بلکه تنها نتیجه مهم است.

1. آنها عاشق کارهای روزمره هستند

کارهای روزمره سلاح مخفی افراد بسیار متمرکز است. حفظ تمرکز همیشه تا حدی به تلاش و اراده نیاز دارد. اما فقط به این دلیل که تمرکز بعضی اوقات به تلاش نیاز دارد؛ به این معنا نیست که همیشه باید برای داشتن آن تلاش کرد. اگر تا به حال فردی را مشاهده کرده اید که دارای تمرکز عمیقی است؛ معمولاً ناامید یا خسته به نظر نمی رسند.

مقالاتی که ممکن است برای شما مفید باشد:

رازهای ساخت اعتماد به نفس برای موفقیت 

راه های کسب موفقیت در زندگی

10 راهکار بی نظیر برای افزایش تمرکز در مغز و حافظه

اینکه بخواهیم مثل افراد متمرکز باشیم؛ مثل این است که بخواهیم یک شبه مانند یک قهرمان المپیک در ورزش عمل کنیم آن ها با تلاش به این حد رسیده اند. اما بحث تمرکز اصلا تلاش کردن نیست بلکه باید به آسانی انجام شود. روال تمرکز یک روال بسیار ساده است که می تواند به یک انحام یک نتایج پیچیده بیانجامد.

برای انجام یک تمرین سخت ورزشی باید حتما قبل از تمرین خود را گرم کنیم؛ قبل از مثلا شروع به نوشتن یک مقاله باید مغز و ذهن خود را آماده کنیم و آن را به اصطلاح گرم کنیم پس بهتر است مثلا یک فنجان چای بخوریم و متنی را در گوشی تایپ کنیم؛ یک سری مقدمه چینی کنیم و بعد سراغ لپ تاب خود رفته و شروع به مقاله نویسی کنیم. پس برای متمرکز کردن خود بهتر است برای انجام کارها از گام ها و کارهای کوچک شروع کنید.

2. کارهای را به صورت هوشمندانه به تعویق می اندازند:

افراد خلاق و مولد به جای مبارزه کردن با تعویق و تاخیرها؛ آن ها را در آغوش می گیرند. در نگاه اول، ممکن است تعلل کردن و مولد بودن در تضاد با هم باشند یکی از مشکلاتی که افراد برای داشتن تمرکز دارند این است که همیشه کارها را به تعویق می اندازند. اما اگر به تعویق انداختن مشکل نیست؛ پس جیست؟ چه اتفاقی می افتد اگر افراد ندانند که چگونه می توانند از معضل تعویق به درستی استفاده کند.

تعلل تولیدی به معنی پرورش مجموعه ای از فعالیت هایی است که می توانید آن ها را به تعویق بیاندازید تا بتوانید در طولانی مدت درگیر فعالیت ها باشید و بر آن ها تمرکز کنید.

پس بتر است گاهی برای اینکه بتوانید بر کارهای خود تمرکز بیشتری داشته باشید؛ می توانید کارهایی که پایه و اساس کار شما نیستند و تقریبا در حاشیه قرار دارند را به تعویق بیاندازید.

اینکه ذهن تلاش در به تاخیر انداختن کارها دارد امری طبیعی است و و قتی با ذهن خود همراه می شوید و کارها را تا حدی به تاخیر می اندازید می توانید بعد از یک مدت کوتاه دوباره به کار خود خیلی آسان تر برگردید.

3. آن ها به صورت بی رحمانه ای حواس پرتی ها را از بین می برند:

تمرکز بیشتر یک مشکل مربوط به کاهش است نه افزایش. بیشترین تلاشی که ما برای تمرکز انجام می دهیم وجود حواس پرتی است. این حواس پرتی می تواند هر چیزی باشد؛مثلا یک بازی در کوشی شما، یا صدای آمدن پیام در گوشی و فیس بوک و ایمیمل شما و یا  ملاقات کردن یک همکار شما در اتاق تان.

متاسفانه خیلی از افراد فکر می کنند که  باید به جنگیدن و استقامت در مقابل حواس پرتی بپردازند و معتقدند که به راحتی نمی توان از ان دوری کرد.  اما این درست نیست.در واقع آن ها فکر می کنند متمرکز شدن کاری است که آن ها باید انجام دهند و برای به انحام رساندن آن از اراده استفاده می کنند؛ اما نمی دانند که این کار به کار بردن یک استراتژی نادرست است.

سعی نکنید در مقابل حواس پرتی ها مقابله کنید؛ افراد با تمرکز بالا می دانند که تنها برخی از حواس پرتی ها را نمی توان از خود ودر کرد اما اکثر آن ها به سادگی قابل اجتناب هستند. در کل اگر متمرکز بودن و رسیدن به هدف هایتان برای تان مهم است باید حواس پرتی ها در اطراف خود کاهش دهید.

4. آن ها عاشق خود هستند:

سخت گیر بودن در مورد خود عواقب بسیار سهمگینی دارد. همگی از همان اوان کودکی فکر می کنیم که باید با خود سخت گیرانه رفتار کنیم و تصورمان بر این است که اگر این گونه رفتار کنیم حما هب اهدافمان خواهیم رسید. این امر بر این باور استوار است که ترس یک محرک مؤثر برای پیشبرد ماستدر صورتی که ترس در ابتدا ممکن است شما را به عمل وادارد اما در طولانی مدت مضر بوده  واعتماد به نفس شما را از شما می گیرد. 

و نکته ی دیگر این که اگر بیش از اندازه بر ترس خود تکیه کنید و در طولانی مدت آن را به کار بگیرید؛ باعث می شود حتی مزایای کوتاه مدت خود را هم از دست بدهد. چنین افرادی تنها بر ترس تکیه کرده و می خواهند با همان به هدف خود برسند اما در دراز مدت به آن ها آسیب می رساند و درست نیست که تمامی تخم مرغ های خود را تنها در یک سبد بچینیم. یعنی نباید برای افزایش انگیزه در خود، تنها به یک متد بسنه کنیم.

 عوارض جانبی بسیار اسف بار است: انتقام گرفتن از خود نه تنها منجر به استرس و اضطراب و اعتماد به نفس پایین می شود بلکه منجر به از بین بردن انگیزه شما برای ادامه می شود. افرادی که نمرکز بالایی دارند می دانند که انتقاد بیش از حد ازخود باعث پایین آوردن توانایی آن ها و در نتبجه از بین بردن تمرکز در آن ها می شود. به جای اینکه به خود سخت بگیرید در هنگام سختی ها و مشکلات با خود مهربان تر باشید. اگر حواس پرت شده اید و مرتب تمرکز خود را از دست می  دهید؛ به خود یادآوری کنید که دوباره به کار برمی گردید و تمرکز خود را با می یابید. 

اگر دوست داشتید که کارهای تان را به تعویق بیاندازید؛ با آرامش به خود یادآوری کنید که هیچ مشکلی در خواست تعویق وجود ندارد. این برای همه اتفاق می افتد
اگر یک روز کار روی یک هدف یا کار را فراموش کردید؛ تصدیق کنید که همه اشتباه می کنند و آن را یادداشت کنید تا یک سیستم یادآوری بهتر برای کار خود داشته باشید.
اینگونه درباره اش فکر کن:
اگر یک دوست خوب گاهی اوقات در مورد  پریشانی یا از دست دادن تمرکز خود برای شما حرف می زد؛چگونه با او برخورد می کردید؟
به احتمال زیاد، شما به انتقاد از آنها به دلیل ضعف و عدم تمرکز، نمی پرداختید. درعوض، یک یا دو کلمه دلسوزانه او را به کارش دلگرم می کردید. 
چرا با خودتان هم همین کار را نکنید؟

5. از الهام استفاده کنید اما به آن اعتماد نکنید:

الهام مانند داشتن یک کارت اعتباری است؛ خوب است که گاهی از آن استفاده کنید اما هرگز به آن اعتماد نکنید. یکی از خصوصیات بارز افراد متمرکز این است که با الهام و شهود رابطه ی خوبی دارند. بهتر است شما هم همین طور باشید به این معنا که از هر کاری الهام بگیرید و از آن ها استفاده کنید تا به خود انگیزه بدهید. بدانید که هر کاری را که انجام دهید به بهترین نحو می توانید پیش ببرید؛ صرف نطر از اینکه چه احساسی در مورد ان دارید.

گرچه الهام گرفتن می تواند موجب تمرکز شود اما به این معن نیست که حتما برای تمرکز داشتن باید از چیزی الهام گرفت. از هر جایی که الهام می گیرید از ان استفاده کنید؛ کارهای ثانویه و درجه دوم خود را به تعویق بیاندازید و تمامی تمرکز خود را بر روی چیزی که برای شما الهام بخش بوده است نگه دارید.

و در نهایت اینکه افراد با تمرکز بالا می دانند رابطه بین احساس و عمل یک راه دو طرفه است و ارتباط مستقیم باهم دارند. همانطور که الهام گرفتن و حس خوب داشتن منجر به ایجاد تمرکز بالا می شود؛ معکوس آن هم صدق می کند؛ یعنی افراد با تمرکز بالا کارهای خود را به خوبی انجام می دهند و همین منجر به ایجاد تمایل و احساس بهتر و انگیزه بالا و در نتیجه الهام گیری بیشتر می شود.

6. آن ها ارزش های مشخصی دارند:

داشتن ارزش های واضح و مشخص، منبعی برای داشتن انگیزه و تمرکز هستند. اگر در طول روز بر روی چیزهایی تمرکز کنید که برایتان اهمیت چندانی ندارند؛ پس تمرکزی هم برای به انجام رساندن آن ها ندارید. اگر کار خوبی انجام دهید تقریبا بدون نیاز به تمرکز آن را پیش می برید. مثلا بچه های زیاد بر روی دکمه های بازی های کامپیوتری تمرکز ندارند و بدون تمرکز آن را پیش می برند. خود شما هم وقتی با یک دوست خوب و صمیمی حرف می زنید لازم نیست زیاد بر روی حرف های خود تمرکز کنید. 

اگر عاشق بازی والیبال باشید؛ نیازی نیست که در طول بازی مدام تمرکز خود را حفظ کنید. دلیل این نیاز نداشتن به تمرکز، ارزش و اهمیت کاری است که می خواهید انجام دهید. البته این امر به این معنا نیست که فقط به انجام کاهرهایی که خیلی دوست داریم و به آنها علاقه مند هستند؛ بپردازیم. 

اگر در پشت هر کاری که انجام می دهید قسمت های مهم و باارزش آن را نیز برای خود مشخص کنید؛ تمرکزتان بر روی کار افزایش می یابد. 

کلام آخر:

 تمرکز مهارتی است که باید آن را پرورش دهید نه تکنیکی که بخواهید آن را پیاده سازی کنید. پس تمامی عادت ها و تکنیک هایی که در6 راز ناگفته افراد موفق  ذکر شد را رعایت کنید.