چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم

چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم

وقتی اکثر افراد در مورد اعتماد به نفس فکر می کند و یا وقتی این کلمه بو گوششان می خورد؛ فکر می کنند که با نداشتن ترس ارتباط دارد. خیلی از افراد دوستان و آشنایان و همکاران خود را می بینند که خیلی با اعتماد به نفس هستند و برایشان مهم نیست که دیگران درباره آن ها چه فکری می کنند. و افراد با اعتماد به نفس احساس اضطراب و ترس کمتری را هم دارند. اما این که دیران اینگونه هستند برای ما خوشانید است و چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم هم می تواند همان حس خوشایند را نیز در ما ایجاد کند. 

اعتماد به نفس به معنای نبود ترس نیست؛ بلکه به این معناست که شما با وجود اینکه ترس هم دارید اما خیلی خوب هستید. افراد دارای با اعتما به نفس نمی دانند چگونه ترس را از بین ببرند اما می دانند که چگونه ارتباط خود را با آن تغییر دهند. برای آن ها هم ترس وجود دارد و گاهی آن ها را ناراحت می کند اما به عنوان یک امر خطرناک به آن نگاه نمی کنند. پس خبر خوب این است که همه ما ترس هایی داریم اما باید یاد بگیریم که با آن ها درست برخورد کنیم. 

یکی از رازهای داشتن اعتماد به نفس بالاتر این است که سعی کنید عادات خود را تغییر دهید. مثلا افراد با اعتماد به نفس بالا نحوه ی برخورد با ترس و ناامنی را بلدند. 

پذیرش ترس به جای فرار کردن از آن:

بزرگترین اشتباهی که اغلب در افرادی که در حال ارتقای اعتماد به نفس خود هستند؛پیش می آید این است که سعی در از بین بردن ترس و یا اجتناب از آن دارند. این امر می تواند به چند دلیل کار بیهوده و گاه خطرناکی باشد؛ زیرا شما نمی توانید ترس را از بین ببرید.

سیستم مغزی شما برای حفاظت از شما یک سیستم شناسایی تهدید را طراحی کرده است. به عنوان مثل وقتی شما از کنار بوته ای رد می شوید با شنیدن یک صدا سریع به بوته ها لگد می زنید و یا از آن دور می شوید؛ در این وضعیت بدن ما آدرنالین ترشح می کند؛ ضربان قلب افزایش پیدا می کند؛ توجه و ترس شما تنها به آن موضوع معطوف می شود. 

شما ممکن است این حالات را دوست نداشته باشید؛ اما برای حفاظت از خود به آن نیاز دارید. پس به همین دلیل ترس و بر داشتن و حذف آن نه ممکن است و نه کاری است عاقلانه.

چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم

چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم

ترس می تواند مفید باشد؛ دلیل دوم برای اینکه از بین بردن ترس خطرناک است این است که حتی در شرایطی که زندگی تهدید آمیز نیست باز هم ترس می تواند مفید باشد. صد در صد شما اگر جلوی یک جمعی در محل کار خود سوتی بدهید نخواهید مرد؛ اما اگر ترس از سخن گفتن تا حدودی در شما وجود داشته باشد با احتیاط بیشتری این کار را می کنید و برای پیشرفت خود تلاش خواهید کرد. 

وقتی سیستم ترس شما فعال می شود؛ بدن شما آدرنالین بیشتری ترشح خواهد کرد که این هورمون از لحاظ جسمی و روحی برای بدن ما مفید خواهد بود. تمامی توجه و تمرکز شما با ترشح مقدار کمی آدرنالین بهبود یافته و افزایش می یابد. بسیاری از نوازندگان و سخنرانان این را دانسته و از ترس به نفع خود استفاده می کنند. 

جلوگیری از ترس، اضطراب ایجاد می کند؛ در قلب هر اضطرابی یک فرایند ساده وجود دارد؛ وقتی شما به مغز خود آموزش می دهید که از ترس خود فرار کند و یا آن را پس بزند؛ پس در واقع کاری می کنید که مغز از ترس خود ترس داشته باشد. این مسئله در دراز مدت شما را دچار اضطراب می کند. در واقع مغز ترس را به عنوان یک تهدید در نظر می گیرد. 

افراد دارای اعتماد به نفس بالا، از ترس فرار نمی کنند؛ بلکه آن را در آغوش می کشند. اگر ترس خود را دوست دارید و با وجود ترس باز هم به زندگی خود ادامه می دهید؛ به مغز خود این پیام را می دهید که ترس ناراحت کننده هست اما خطرناک نیست. و وقتی مغز شما این امر را باور کرد؛ دیگر اعتماد به نفس خود را پنهان نمی سازد. 

یکی از راه های بهتر شدن اعتماد به نفس و ایجاد رابطه بهتر با ترس این است که آن را نام گذاری کرده و بشناسید. با گفتن اینکه من می ترسم اما اشکال ندارد؛ مغز خود را بازیابی کنید و بهتر است به این گفته ی خود ایمان داشته باشید. 

برقراری ارتباط درست:

افراد دارای با اعتماد به نفس با نیازهای خود با احترام و صادقانه برخورد می کنند. این در حالی است که افراد با اعتماد به نفس پایین از نیازها و خواسته های خود به نفع دیگران چشم پوشی می کنند. 

اگر همیشه نیازها و خواسته های دیگران را قبل از خواسته های خود قرار دهید؛ همیشه احساس بی ارزش بودن می کنید. و اگر احساس ارزشمند بودن نکنید هیچ گاه اعتماد به نفس نخواهید داشت. افراد با اعتماد به نفس بالا معتقدند که نیازها و خواسته های آن ها نیز به اندازه خواسته های دیگران با ارزش و معتبر است. 

افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند اشتباه می کنند اما از آن خجالت زده نیستند زیرا آن را کاملا طبیعی می دانند و با آن کنار می آیند. خیلی راحت به دیگران نه می گویند و اول کارها و اهداف خود را پیش می برند. 

اعتماد به نفس از انجام درست کارها می آید حتی اگر در لحظه احساس کنید کار دشواری است. 

  • هر آنچه را که می خواهید با قاطعیت و احترام بخواهید.
  • به هر آنچه نمی خواهید  به راحتی نه بگویید.
  • مرزهای سالم و درست برای روابط خود ایجاد کنید. 
  • اگر در روابط برای خود و دیگران احترام قائل باشید؛ اعتماد به نفس از بین نخواهد رفت. 

براساس ارزش ها تصمیم گیری کنید نه احساسات:

افراد دارای اعتماد به نفس با اولویت بندی در ارزش های خود، بر احساساتشان غلبه می کنند. چاشنی و راز داشتن اعتماد به نفس داشتن صداقت است. افرادی که اعتماد به نفس دارند؛ با خود صادق و روراست هستند و اصلا به احساسی که در آن لحظه نسبت به خود دارند اهمیتی نمی دهند.

به بیان روشن تر، افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند مدام از روی احساسات تصمیم گرفته و تنها به این فکر می کنند که دیگران درباره انتخاب و افکار و کارهای آن ها چه فکری می کنند و به همین دلیل مدام در نوسان به سر می برند. 

مشکل اینجاست که آن ها به مغز خود یاد می دهند که احساسات و ارزش های آن ها اهمیتی ندارد و همین امر مانع از رشد اعتماد به نفس می شود. 

اگر می خواهید اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید؛ باید به دنبال راه های کوچک برای انتخاب ارزش هایی باشید تا بتوانید بر احساساتتان غلبه کنید؛ مثلا:

اگر از ورزش و دویدن زیاد روزی تردمیل احساس خستگی می کنید دو دقیقه دیگر هم تردمیل بزنید. 

آشغال ها را بیرون ببرید حتی اگر فکر می کنید امشب نوبت شما نیست و یا جزو وظایف شخصی تان نیست. 

ما اغلب افراد اصولگرا را تحسین می کنیم؛ افرادی که سعی می کنند همه چیز را درست و در جای درست خود انجام دهند. این ها قهرمانان ما هستند. آن ها می دانند که حتی اگر کاری را انجام دهید که با ارزش است اما بر خلاف احساس شماست می تواند به خوبی شما را بالا ببرد و اعتماد به نفس تان را افزایش دهد. 

بعد از هر اشتباه خود را عاشقانه در آغوش بکشید:

افراد با اعتماد به نفس بالا می دانند که سرزنش کردن خود بعد از هر اشتباه می تواند آن ها را از موفقیت باز دارد. اعتماد به نفس، بیشتر مربوط به کارهایی می شود که تا کنون انجام نداده اید نه آن هایی که انجام داده اید. یکی از نشانه های افراد با اعتماد به نفس پایین این است که این افراد بعد از هر اشتباه بیش از حد خود را قضاوت کرده و زیر سؤال می برند. 

این امر دو مشکل را پیش روی شما قرار می دهد:

1. مکالمات منفی با خود همیشه غیر واقعی هستند و مثلا مکالماتی از این دست که هیچ کسی به من احترام نمی گذارد. من همیشه دست پا چلفتی هستم و در واقع شامل فرضیاتی می شود که هیچ مستنداتی ندارد.

2. این صحبت ها باعث می شود که احساس بدتری نسبت به خودمان داشته باشیم. در واقع دفعه بعد بدتر عمل می کنیم. زیرا وقتی با خود به صورت منفی حرف می زنیم؛ باعث می شود تا اطمینان کمتری به خود داشته باشیم و در نتیجه بدتر وارد عمل می شویم؛ نتیجه کار بدتر می شود و باز به خود تشر می زنیم و در نهایت اعتماد به نفس ما پایین می آید. 

افراد با اعتماد به نفس بالا بعد از انجام کار اشتباه با خود به خوبی برخورد می کنند. در واقع همانطور که با دوستان خود رفتار می کنند؛ با خود نیز رفتار می کنند. با خود درست رفتار کردن به این معنا نیست که آن ها را پشت گوش بیاندازید و به آن ها اهمیت ندهید؛ بلمه باید از آن ها درس بگیرید و سپس با خود مهربان باشید. 

کلام آخر :

کسب اعتماد به نفس به معنای از بین بردن ترس نیست؛ به معنای زندگی کردن در کنار ترس است. عادات صحیح را ایجاد کنید و  یاد بگیرید که بدون توجه به اینکه چه احساسی دارید چگونه صحبت کردن  را یاد بگیرید و با اعتماد به نفس رفتار کنید.

  1. به جای فرار از آن، ترس خود را بپذیرید.
  2. خواسته ها و نیازهای خود را به طور قاطعانه برطرف کنید.
  3. تصمیم گیری را بر اساس ارزش ها انجام دهید؛ نه احساسات.
  4. پس از اشتباهات با خودتان مهربان باشید.