چگونه به یک میلیونر تبدیل شویم – قسمت سوم

چگونه به یک میلیونر تبدیل شویم

چگونه به یک میلیونر تبدیل شویم

چگونه به یک میلیونر تبدیل شویم – قسمت سوم

و اما همانطور که قبلا هم به شما دوستان و همراهان عزیزم قول داده بودیم؛ امروز هم با قسمت دیگری از مقاله چگونه به یک میلیونر تبدیل شویم – قسمت سوم با شما همراه هستیم و بهترین راهکارهای را در این سایت و سایر شبکه های اجتماعی استاد مرتضی جاوید به شما ارائه می دهیم. خب بریم سراغ ادامه مقاله چگونه به یک میلیونر تبدیل شویم. د فسمت اول چگونه به یک میلیونر تبدیل شویم؛ 2 مورد و در قسمت دوم چگونه میلیونر شویم تا مورد 6 و اکنون ادامه مقاله در این بخش ادامه می دهیم :

7. تبدیل به یک شنونده و بیننده زیرک شوید:

گوش دادن کار بسیار ساده ای است. این کار به این نیاز دارد که در زمان حال حضور داشت باشید و تمرین کنید؛ نیازی نیست کار دیگری انجام دهید. ما تنها کافی است مشتاقانه گوش دهیم. خیلی وقت ها در جمع هایی قرار میگیریم که افراد دوست دارند هر آنچه را که در ذهن دارند به زبان آورند و اصلا به طرف مقابل خود گوش می دهند و تنها دوست دارند متکلم وحده باشند و آن ها حرف بزنند. شاید ظاهرا سکوت کنند و به شما نگاه کنند اما اصلا متوجه حرف های شما نیستند و تنها دوست دارند کلام خود را بعد از قطع شدن حرف شما بزنند. این کار اصلا کمکی نمی کند.

در عوض بهتر است سؤالات متفکرانه بپرسیم مثل این:

  • چه چالشی در پیش است؟
  •  آن ها در تلاش برای به انجام رساندن چه کاری هستند؟
  • احساس می کنید چه چیزی باید اتفاق بیفتد؟
  • چرا می خواهید این تغییرات را ایجاد کنید؟

وقتی که چنین سؤالات و جواب های آن را به کمک هم درک کردید آنگاه این حرف ها مفید خواهد بود. از همدیگر بخواهید که شفاف و واضح هر آنچه را که در ذهنتان هست را بیان کنید؛ این گوش دادن ها می تواند روند کار شما را بهتر کرده و بهتر پیشرفت کنید.

8. به جای تمرکز بر روی چگونه بر روی چه کسی متمرکز یاشید:

نپرسید چطوری، بپرسید چه کسی؟ 

قسمتی از میلیونر شدن و اینکه چگونه به یک میلیونر تبدیل شویم؛ این است که فراتر از آنچه دن سالیوان آن را “فردگرایی ناهموار” می نامد ، بروید. وقتی افراد بلند پرواز اهداف را تعیین می کنند، اغلب از خود می پرسند: “چگونه این کار را انجام دهم؟” وقتی برای اولین بار شروع می کنید؛ این سوال خوبی است. اما وقتی دید شما گسترش می یابد و زمان شما با ارزش تر می شود؛ باید سؤال متفاوت تری از خود بپرسید. 

این بار از خود می پرسید: چه کسی می تواند این کار را برای من انجام دهد و یا در انجام آن به من کمک کند؟ به جای این که سعی کنید خود به تنهایی آن را انجام دهید؛ سعی می کنید فردی را بیابید که این کار را به بهترین نحو برای شما انجام دهد. 

وقتی به پول برسید و فرد موفقی باشید می توانید هر کسی را که تخصص مورد نظر شما را دارد به کار بگیرید. ممکن است خود را کارآفرین ندانید ولی در هر صورت نمی توانید به تنهایی کاری انجام دهید؛ شما برای میلیونر شدن به دیگران نیاز دارید. قبل از هر کاری باید شروع به ساختن یک تیم کنید و مانند هر کاری دگیری باید برای تشکیل تیم هم آمادگی لازم را داشته باشید. در واقع تا شروع نکنید هیچ گاه آماده نخواهید بود. 

9. تعریف خود را از موفقیت مرتب به روز کنید:

اگر ندانید که با 12 ماه پیش خود چقدر فرق کرده اید هرگز چیزی را یاد نخواهید گرفت. تجارب و روابط تحول آمیز می تواند زندگی شما را تغییر دهد. شما باید مرتب با افرادی که رویکرد و دیدگاه فعلی شما را تغییر می دهند؛ مدام در ارتباط باشید.

همین الان، جهان روشی را که براساس محیط شما، اهداف شما و شرایطی که شما بر آن تمرکز دارید؛ میبیند؛ به این معنا که شما هم فقط باید بر آنچه که برای شما مرتبط و معنادار است تمرکز کنید. روانشناسان این توجه را انتخابی می نامند. آنچه شما روی آن تمرکز می کنید گسترش می یابد. در حال حاضر ، آنچه شما روی آن تمرکز می کنید ممکن است متفاوت از آنچه که شما دو تا سه سال پیش روی آن تمرکز کرده اید ، باشد.
وقتی جوان بودید ، به این فکر می کردید که دوستانتان درباره شما چه فکر می کردند. با بزرگتر شدن، تمرکزتان تغییر کرد. تجربیات اوج و موفقیت نوعی تجربه است که چیزی را که از کانون توجه خارج شده را به سمت خود معطوف می کند. وقتی این تجربیات را دارید که تمرکز و توجه شما را تغییر می کند و دنیا را با نگاه دیگری میبینید. 

شما می خواهید به طور مداوم تمرکز توجه خود را به مواردی که برای شما معنادار و ارزشمند هستند، قرا دهید.

  • چقدر از وقت و توجه شما به مواردی که مهم نیستند، اختصاص می یابد؟
  • چقدر انرژی را برای استفاده در کالاهایی که به شما خدمت نمی کنند قرار داده اید؟
  • شما می توانید انتخاب کنید که روی چه چیزی متمرکز شوید، این همان راهی است که ارزش وقت گذاشتن شما را دارد؟

خیلی وقت ها ما چیزهایی را می شنویم اما متاسفانه یک گوشمان در است و گوش دیگر دروازه. استفن کاوی می گوید ما خیلی چیزها را می دانیم اما انجام نمی دهیم. پس وقتی انجام ندهیم با ندانستن فرقی ندارد. دانستن صرف یک چیز به معنای توجه کردن به آن نیست. وقتی شما به چیزی حس عاطفی دارید پس توجه بیشتری را هم بر روی آن متمرکز می کنید.

وقتی با چیزی درگیر می شوید و به آن توحه می کنید به بخش بزرگی از زندگی شما تبدبل می شود؛ همین اکنون نگاه کنید شما چقدر به زندگی خود توجه می کنید. شما ممکن است بدانید که سلامتی امر بسیار مهمی است اما چقدر به آن توجه کرده اید و به خاطر ان تلاش کرده و یا شاکر بوده اید؟

محیط شما می تواند به شما بگوید که به چه چیز یبیشتر توجه دارید. مثلا افرادی که به الکل اعتیاد دارند محیط اطراف، آن ها را وادار به این می کند تا در مورد الکل فکر کنند. این همان چیزی است که برای تمرکز دارید و با آن شناخته می شوید. پس سعی کنید بر روی موارد با ارزش متمرکز شوید و موفقیت خود را با آن ها ارتقا دهید. 

به عنوان مثال شما معتقدید که سلامتی امر مهمی است اما رفتار شما ثابت می کند که واقعا برای چه چیزی ارزش قائل هستید؛ پس همان چیزی که بیشترین توجه را به آن دارید همان در نظر شما ارزشمند جلوه می کند. بنابراین، شما می خواهید تجربیاتی داشته باشید که بتوانید آنچه را که می توانید برای آنچه ارزش قائل باشید را تغییر دهید. شما می خواهید برای  چیزهای بزرگتری که تفاوت را در زندگی شما ایجاد می کند، ارزش قائل شوید و جلوی ارزش گذاری چیزهای بد را در موفقیت خود را بگیرید.

شما می خواهید اهداف خود را در حدود ارزش هایی که آرزوی داشتن آن ها را دارید؛ تعیین کنید و   روال هایی ایجاد کنید و محیطی را تشکیل دهید که آن ارزش ها را در اولویت توجه شما قرار دهد. ورودی شما چشم انداز شما را شکل می دهد.

در ادامه می خواهید روزانه با این ارزش ها زندگی کنید. سپس، به طور مرتب تجربه هایی داشته باشید که آن ارزش ها را ارتقا داده، گسترش دهند و پالایش کنند.
اگر تعریف شما از “موفقیت” در 12 ماه گذشته تغییر کرده است، پس شما چیزهای زیادی آموخته اید. اما اگر تعریف شما تغییر نکرده است، پس تجربه های قدرتمندی نداشته اید.

10. وقتی می دانید رمان تغییر است زیاد صبر نکنید:

“چیزی که امروز شما را به اینجا آورده فردا شما را به جای بهتری نمی برد.”

“دکتر مارشال گلد اسمیت”

 

“افراد ناموفق بارها و بارها یک کار را جمی دهند و انتظار نتایج یکسانی را هم دارند.”

“آلبرت انیشتین”

یادتان باشد که رسیدن به اهداف خط پایان شما نیستند؛ وقتی به موفقیتی رسیدید در همان راه قبلی گیر نکنید و فکر نکنید که همین زوند برای هدف بعدی هم جوابگو خواهد بود. 

یکی از مشکلات اساسی موفقیت این است که به دام می افتید. کسانی که موفقیت بزرگی را در گذشته کسب کرده اند؛ در همان گذشته خود گیر می کنند و موفقیت را براساس آنچه قبلا انجام داده اند تعریف می کنند؛ نه آنچه اکنون در حال انجامش هستند. 

کلام آخر:

این که بدانیم که چگونه به یک میلیونر تبدیل شویم کار سختی نیست؛ تنها کافی است بدانید که چه می خواهید و سپس به همان کسی که می خواهید تبدیل شوید. شما می توانید یک میلیونر شوید. ممکن است این کار پنج سال به طول انجامد؛ میلیونر شدن نیاز به تغییر شما دارد؛ همان طور که انیشتین گفته است میزان هوش را با میزان تغییر اندازه گیری می کنند. 

واقعیت این است: شما در حال حاضر ثابت و متمرکز بر روی چیزی هستید. این یک واقعیت است؛ اگر می خواهید بفهمید که چه کسی هستید، تمام کاری که باید انجام دهید این است که کشف کنید تمرکز و توجه فعلی شما در کجا نهفته است.

بخش اساسی تکامل، یادگیری آگاهانه و کنترل و هدایت توجه خودتان است -تا بتوانبد بر ابعاد شرطی شده ی خود غلبه کرده و بدرخشید. 

در حال حاضر:

  • روی چه مواردی تمرکز دارید؟
  • برای شما چه جیزی معنی دارد؟
  • چه چیزی می تواند برای شما معنی دار باشد؟
  • برای چه چیزی ارزش قائل بودید؟
  • چه کسی می خواهید باشید؟
  • برای چه چیزی ارزش قائل هستید؟