شایع ترین انواع نا امیدی و راه های غلبه بر آن ها

شایع ترین انواع نا امیدی و راه های غلبه بر آن ها

شایع ترین انواع نا امیدی و راه های غلبه بر آن ها

من به طور فزاینده ای علاقه دارم که در مورد امید و امیدواری مطلب بنویسم، زیرا اگر هر کاری به ما کمک کند تا از سیاه چاله افسردگی بیرون برویم، خود نوع خوبی از امید است. اساتید روانشناسی در کتاب “امید در عصر اضطراب”، آنتونی سیولی و هنری بیلر در مورد امید از دیدگاههای مختلف ، ترکیب روانشناسی با فلسفه ، زیست شناسی ، انسان شناسی و همچنین کلاسیک های ادبی بحث می کنند. شایع ترین انواع نا امیدی و راه های غلبه بر آن ها بحث امروز ماست امیدوارم برای شما همراهان همیشگی مفید واقع شود.

این افراد معتقدند که ما 9 نوع ناامیدی داریم که همگی می تواند به بی توجهی نسبت به اصلی ترین خواسته های زندگی مان مربوط شود:

بیگانگی (وابستگی):

افراد بیگانه معتقدند که به نوعی متفاوتند. این افراد باور دارند که لایق عشق نیستند. این افراد از گشاده رویی خود می ترسند و تمایل دارند که خود را از دیگران دور کرده و احساس غریبگی همیشه آنان را از دیگران دور می کند. 

طرد و رها شده:

 

چگونه برنا امیدی غلبه کنیم

چگونه برنا امیدی غلبه کنیم

شایع ترین انواع نا امیدی و راه های غلبه بر آن ها

 

این واژه رها شده به تجربه افرادی برمیگردد که در اوج نیاز خود، احساس تنهایی کرده اند و کسی را در اطراف خود نداشته اند. 

عدم تعلق: 

این احساس تعلق می تواند برای افراد مخصوصا کسانی که دارای اقلیت های محروم هستند بیشتر حس شود. 

عدم قدرت:

افراد در هر سنی باور دارندکه می توانند داستان زندگی خود را تالیف کنند و بنویسند. وقتی این خواسته و آرزو عقیم باقی بماند و فرد نتواند از مسیر شخصی خود به سمت اهداف دلخواه حرکت کند، می تواند احساس ناتوانی ایجاد کند.

ظلم :

ستمگری مستلزم تحقیر شخص یا گروهی است…. کلمه “مظلوم” از لاتین گرفته شده است ، به “فشار به پایین” ، و مترادف آن “down-trodden” ، احساس “خرد شدن زیر” یا “صاف کردن” را نشان می دهد.

محدودیت :

هنگامی که مبارزه برای بقا با احساس تسلط ناکام آمیخته می شود، افراد احساس محدودیت می کنند. آنها کمبود را تجربه می کنند و فاقد وسایل مناسب برای ساختن آن در جهان هستند. این نوع ناامیدی در بین فقرا و همچنین کسانی که با معلولیت شدید جسمی یا ناتوانی های یادگیری فلج کننده روبرو هستند بسیار رایج است.

تقدیر و سرنوشت:

افرادی که با این شکل از ناامیدی از کار افتاده شده اند؛ فرض می کنند که زندگی آنها به پایان رسیده است و مرگ آنها قریب الوقوع است. کسانی که در معرض غرق شدن در این حلقه خاص جهنم آسیب پذیر هستند ، کسانی هستند که به یک بیماری جدی و خطرناک برای زندگی و همچنین کسانی که خود را با سن یا ناتوانی فرسوده می بینند ، تشخیص داده می شوند. چنین افرادی احساس محكومیت می كنند ، در دام مه آلوده برگشت ناپذیر به دام افتاده اند. افرادی مه به یک بیماری خاص مبتلا هستند و یا خطر جدی سلامتی و زندگی آن ها تهدبد می کنند؛ احتمال اینکه در این حلقه ناکامی گرفتار شوند بیشتر است. 

اسارت :

راه های غلبه برناامیدی

دو شکل ناامیدی می تواند ناشی از اسارت باشد.  حالت اول شامل اسارت جسمی یا عاطفی است که توسط یک فرد یا یک گروه اعمال می شود. زندانیان نیز در این گروه قرار می گیرند و همچنین کسانی که در یک رابطه کنترل می شوند و یا مورد سوء استفاده قرار می گیرند.  شکل دوم این در شرایطی اتفاق می افتد که افراد نمی توانند رابطه بدی را ترک کنند زیرا احساس خویشتن داری اجازه این کار را نمی دهد.

ناتوانی:

افراد درمانده دیگر بر این باور نیستند که می توانند در امنیت در این جهان زندگی کنند. آنها مانند پرنده ای که بالش شکسته و زمین می خورد، در معرض آسیب هستند. تروما یا قرار گرفتن در معرض مكرر در معرض عوامل استرس زا بدون كنترل، می تواند احساس ناتوانی کند. به قول یکی از بازماندگان تروما، “من وحشت کردم که به تنهایی به هر جایی بروم … احساس می کردم آنقدر بی دفاعم که نمب توانم هیچ کاری را انجام دهم.”

فائق آمدن بر بیگانگی و مسائل پیرامونی آن

[بیگانگی خالص] این شکل از ناامیدی ممکن است با تحریفات شناختی مانند خواندن ذهن، فکر کردن بیش از حد، یا تفکر همه یا هیچ چیز تقویت شود. این افراد به اشتباه تصور می کنند که تنها هستند وهیچ پشتوانه ای ندارند. باید از این افراد بخواهیم که لحظاتی به دنیای بیرون خود سرکی بکشند و به اطرافیان خود نگاه کنند و ببینند واقعا تنها و بی کس هستند. در خیلی از موارد افراد می فهمند که این احساس کاملا کاذب است و ساخته و پرداخته ذهن خود آن هاست پس باید بر روی افکار خود و تغییر آن ها تمرکز کنند.

غلبه بر تقدیر و مسائل پیرامون آن مانند ناتوانی و اسارت و نا امیدی:

کسانی که به دلیل تشخیص های پزشکی محکوم شدن می کنند؛ سریع به دنبال نتیجه گیری هستند. بهترین پادزهر برای اینکه به نتیجه فکر نکنید این است که به شواهد نگاهی بیاندازید.

غلبه بر ناتوانی و مسائل پیرامونی آن:

سه نوع تحریف شناختی وجود دارد که به افراد احساس عدم قدرت را می دهد:

  •  تخفیف مثبت
  •  شخصی سازی
  •  برچسب زدن

وقتی افراد نمی توانند از استعدادها و توانایی های خود قدردانی کنند؛ مستعد این امر هستند که تمامی مدارک و شواهد خود را که مبتنی بر موفقیت و اثربخشی شخصی است کاهش دهند. بررسی شواهد می تواند استراتژی خوبی برای برخورد با تخفیف مثبت باشد. یکی از راه کارها این است که لیستی از موفقیت ها به خصوص در حوزه عمومی که در حال بی ارزش نشان دادن آن هستید را تهیه کنید.

مثلا اگر شما مستعد این امر هستید که نمره خوب خود را در کنکور بی ارزش جلوه دهید حتما به لیست موفقیت های خود در گذشته نگاهی بیاندازید. یا اگر می خواهید یک کار مثبت اجتماعی و یا فرهنگی خود را تنزل بدهید حتام به تمامی کارهای مثبتی که در طول زندگی خود انجام داده اید نگاهی کنید. 

برای کسانی که مظلوم واقع شده اند، درگیر شخصی سازی و سرزنش خود می شوند. استراتژی برای مقابله با سرزنش خود، تجدید نظر است؛ که شامل در نظر گرفتن تمام علل احتمالی احساسات منفی است.

افرادی هم که محدودیت دارند معمولا به خود برچسب می زنند در این موارد بهتر است اصطلاحات خود راتعریف کنید؛ اگر فکر می کنید احمق هستید؛ به تعریف این واژه برگردید مثلا ببینید آیا در زندگی خود همیشه تصمیم گیری اشتباه کرده اید؟ و یا اگر به خود برچسب بی دقت و دست پا چلفتی را می زنید نگاه کنید ببینید آیا واقعا در یک دانشگاه خوب قبول نشده اید؛ آیا واقعا نمره های خوبی کسب نکرده اید؟ آیا نتوانسته اید از پس زندگی مستقل خود برآیید؟