تکنیک کوک کردن فکر

تکنیک کوک کردن فکر

خیلی وقت ها ما به چیزهایی به ناگاه فکر می کنیم و دلیل آن را نمی دانیم. مثلا چرا یاد کارهام افتادیم؟ چرا یا گذشته افتادیم؟ چرا فلان اتفاق برامون افتاد؟ اما در کل باید بدانید که ما می توانیم افکارذ خود آگاه خود را به یک مسیر و موضوع خاص به راحتی هدایت کنیم؛ مثلا همین الان اراده کنید که به اهدافتان فکر کنید؛ ممکن است کمی پرش در افکار وجود داشته باشد؛ اما در نهایت می توانیم آن ها را نیز هدایت کنیم. تکنیک کوک کردن فکر یکی از تکنیک ها و قوانین نادر برای تقویت ذهن و حافظه است. 

این اتفاق می تواند برای افکار ناخودآگاه هم بیفتد. همانطور که از اسم آن پیداست این افکار به دست ما نیست و از اطراف وارد فکر و ذهن ما می شود. اما می توانیم کاری کنیم که افکاری که از اعماق ذهن ما بالا می آید یعنی از آن 30 یا 40 میلیون فکری که به صورت ناخودآگاه به ذهن ما می آید؛ آن ها را به افکاری تبدیل کنیم که خودمان می خواهیم و تقریبا کنترل آن ها را به دست بگیریم.

اما چگونه؟ 

ضمیر ناخودآگاه به گونه ای است که اگر ما دغدغه ای یا مشغولیت ذهنی داشته باشیم؛ ضمیر ناخودآگاه تمام تلاش خود را برای رسیدن به جواب انجام می دهد و به دنبال جواب می رود. یکی از مثال های دم دستی آن است است که ما می خواهیم نام یکی یادمان بیاید هر چه تلاش می کنیم چیزی به خاطرمان نمی آید که اصطلاح “نوک زبونمه” در این مواقع به کار می رود. اما وقتی آن را رها می کنیم؛ بعد از چند دقیقه به ذهنمان می آید.

مثلا گاهی از خود می پرسیم چگونه فروش خود را افزایش دهم؟ بعد از چند دقیقه چند ساعت و یا چند روز بعد یک فردی یک مجله ای یا یک برنامه تلویزیونی به صورت تصادفی می بینیم و ما را برای رسیدن به جواب هدایت می کند. بارها کسانی به دنبال مثلا یادگیری سریع تر زبان هستند؛ و در کلاس ها و سمینارها بیان می کنند که خیلی اتفاقی پیج استاد مرتضی جاوید را دیده اند و توانسته اند در کلاس و لایوهای ایشان شرکت کنند. این همان کوک کردن فکر و ذهن است.

اما چه زمانی این امر فعال تر می شود؟

اما یک جایی که ما اصلا به آن اعتنایی نمی کنیم؛ کوک کردن فکر قبل از انجام کارهای روتین است که اگر آن را فعال کنیم اتفاقات بسیار استثنایی برایمان می افتد. اگر قبل از خواب از خودتان سؤالی بپرسید؛ ضمیر ناخودآگاه جواب شما را می دهد.

پس یکی از این کارهای روتین ما همین خواب می تواند باشد و در مدت خواب ذهن و فکر ما بیکار نیست و بعد از بیدار شدن و یا چند روز بعد از آن می توان به جواب رسید. پس فکر خود را کوک کنیم؛ یعنی از خود یک سؤال بپرسیم به عنوان مثال:

چگونه روابطم را بهتر کنم؛

چطور زبانم را تقویت کنم؛

چگونه فروش مرا بیشتر کنم.

و البته یادتان باشد که قبل از انجام کارهای روتین این کار را انجام دهید. مثلا قبل از رانندگی یک سؤال از خود بپرسید؛ مثلا چطوری فروشم را بیشتر کنم و بعد شروع به رانندگی کنید. در اینجا دو اتفاق ممکن است بیافتد یا خودآگاه و ناخودآگاه شما هر دو به این قضیه فکر می کنند.

مثلا ضمیر خود آگاه شما مدام به شما خواهد گفت و راهکارهای متفاوت جلوی پای شما خواهد گذاشت. مثلا تبلیغاتم را در سایت فلان بیشتر کنم، فلان سمینار شرکت کنم، یا مثلا کتاب فلان را بخوانم و … . یعنی در طول مسیر هر دو ضمیر ما درگیر پاسخگویی به این سؤال هستند اما گاهی نه در طول رانندگی حواسمان به رانندگی است و در هر صورت حواسمان پرت است و سؤال خود را یادمان می رود؛ اما ذهن ناخودآگاه همچنان فعال است  بر روی جواب سؤال ما در حال فعالیت است.

پس وقتی فکر خود را کوک کنیم چه به آن فکر کنیم و چه فکر نکنیم ضمیر ناخودآگاه به دنبال جواب است؛ و یکی از مزایای این کار این است که انگار در زمانی که ما حواسمان پرت است یا خواب هستیم و یا مشغول کارهای روزمره خود هستیم؛ وقتمان الکی تلف نشده و توانسته ایم حتی از زمان خواب خود هم به نحو احسن استفاده کنیم زیرا فکر ما مشغول بوده.

در واقع وظیفه ی خود را به ضمیر ناخودآگاه سپرده ایم. مثلا به جای اینکه چند ساعت بدون انجام هر کاری به یک کار فکر کنیم؛ به ضمیر ناخودآگاه سپرده ایم که تا زمانی که ما در حال رانندگی و انجام کارهای روزانه ام هستیم تو در مورد این سؤال فکر کن. زیرا ضمیر ناخودآگاه مثل یک دانشمند دنبال تحقیق می رود می تواند جواب را پخته تر از ضمیر خودآگاه به شما تحویل دهد. در واقع باید سؤال را بپرسید و آن را رها کنید. 

خیلی وقت ها این امر در حین نماز پیش می آید؛ خیلی از ما در حین خواندن نماز خیلی از چیزهایی را که فراموش کرده ایم یادمان می آید. اما نکته ی مهم در اینجاست که ما از تکنیک کوک کردن فکر برای حضور قلب بیشتر در نماز استفاده کنیم؛

اما چگونه؟ 

خب قبل از این مبحث ما در مورد یک قانون حرف زدیم و آن قانون کوک کردن فکر بود؛ یعنی ایجاد کردن یک سؤال قبل از شروع کردن کارهای روتین خود، پس اگر می خواهیم در نماز هم که جزو کارهای روتین ما است؛ حضور قلب بیشتری داشته باشیم می توانیم یک ترفند به کار ببریم؛ یعنی 30 ثانیه قبل از شروع کردن نماز افکار خود را به سوی حضور قلب و تمرکز در نماز منعطف کنم.

مثلا به جای سؤال پرسیدن، تمام مسیر و مدتی را که میخواهیم نماز بخوانیم را یک بار در ذهن خود مرور کنیم یعنی می خواهیم نیت کنیم و با پروردگار خود حرف بزنیم و یا معنی کردن سوره هایی که در نماز می خوانیم را با خود قبل از نماز تکرار کنیم و حس کنیم که خدا در حال شنیدن حرف های ما هست و حرکات ما را می بیند می تواند تمرکز ما را در نماز افزایش دهد.

لازم نیست همه آن را تصور کنیم کافی است که سعی خود را بکنیم و آن ها را حس کنیم و به نماز خود فکر کنیم. زیرا ما در نماز تمامی افکاری که چند لحظه قبل داشته ایم را دوباره مرور می کنیم؛ این امر برای همه ما بارها پیش آمده است. پس بهتر است قبل از نماز افکار خود را بر روی مواردی که مربوط به نماز است متمرکز کنیم. 

به ویژه همان اول کار که در حال خواندن حمد و توحید هستیم و در رکعت اول نماز، بهتر است تمامی تمرکز خود را روی معانی سوره ها قرار دهیم و مطمئن باشیم که خداوند آن را می شنود و در حال گوش دادن به ما است و باید همه چیز را حس کنیم. هر بار که در بین نماز افکار مادی سراغ ما می آید مثلا یاد یک قرارداد و معامله ای می افتیم؛ بهتر است آن را در همان لحظه به خدا بسپارید و در واقع فکر مادی خود را در یک مسیر معنوی قرار دهید.