اهرم های پرورش حافظه

مقصود از اهرم های پرورش حافظه، عواملی هستند که باعث می شوند اطلاعات در ذهن بمانند؛ یعنی نکاتی که در به خاطر سپاری بلند مدت نقش دارند :

1) ارتباط
مثلاً اگر چند نفر را با هم دیده باشیم ، بعداً هریک از آنها، ما را به یاد دیگری می اندازند چون در ذهن، ارتباطی قوی بین آن چند نفر برقرار شده است . یازمانی که قرار است به خرید برویم ، وسایل مورد نیاز خود را دسته بندی می کنیم مثلاً می¬گوییم 2 قلم لبنی باید بگیرم ( شیر و ماست ) ، 3 قلم میوه ( سیب و پرتقال و خیار ) و2 قلم گوشت (گوسفند و مرغ ) به این ترتیب در ذهنمان ارتباطاتی قوی رابرقرارمی کنیم تا مطالب بهتر در حافظه مان بماند .

2 ) تصویر
مثلاً چهره ها بهتر در ذهن می مانند تا اسامی یا فیلم ها بهتر در خاطره می مانند تا کتاب ها چون قدرت هر تصویر هزاران برابر کلمات است .
سرجلسه ی امتحان هم هاله ای ازمطلب کتاب در ذهن مان است که مثلاً پایین صفحه بوده یا بالا، اول کتاب بوده یا وسط یا آخر آن .
حتی گاهی اوقات دانش آموزان یا دانشجویان ، مکان مطلب را در کتاب ازمعلم یا استاد خود به عنوان راهنمایی می پرسند تا بهتر پاسخ ها را به یاد بیاورند .

3 ) ریتم
مثلاً گوشه ای از یک ترانه یا تصنیف را پس از مدت ها به یاد می آوریم ، زمزمه می کنیم کم کم قسمت های بیشتری از آن به یادمان می آید.
یا اگر آیات قرآن را قبلاً با صوتی خاص از یک قاری خوب شنیده باشیم ، حالا باشنیدن یکی 2 آیه با همان صوت و لحن ، چند آیه¬ی بعدی را نیز به یاد می آوریم اما اگر به صورتی دیگر قرائت شود شاید نتوانیم به خاطر آوریم .
یاگاهی اوقات ریتم یک کلمه زودتر ازخود آن یادمان می آید مثلاً می گوییم نمی دانم ” حمید ” است یا ” سعید ” است یا …..؟ آهان ” حکیم ” است .
پس دقت به آواها و آهنگین تر خواندن خیلی از مطالب می تواند در یادآوری های بعدی مارا یاری کند.
4 ) تفاوت
هرچیز که متفاوت تر باشد یعنی غیر عادی تر، عجیب تر، خنده دار، بهتر در ذهن می ماند . مثلاً کسی که چهره ای خاص دارد با موهایی بلندتر و چشمان رنگی و لباس غیرمعمول یا کسی با فامیلی خاص.
تتر ستاقی ، درخت انگور، خنده رو، صابونی و ….
یاکسی که رفتاری خاص دارد و کارهایی می کند که مایه ی جلب توجه دیگران است .

5 ) نشانه
چه بخواهیم چه نخواهیم همیشه نشانه هایی از هر چیز در ذهنمان ثبت می شوند، یعنی سرنخ ها، جرقه ها وکلیدهایی که به ما کمک می کنند یادآوری کنیم .
مثلاَ ممکن است از کنار همکارانمان در خیابان رد شویم و متوجه آنها نشویم چون لباس خود را تغییر داده اند یا اگر کسی را که چهره اش را تغییر داده ببینیم گاهی باید فکر کنیم تا او را به جا بیاوریم .
درجلسه¬ی امتحان چند خط می¬نویسیم ، هرجرقه که در ذهنمان می خورد چند خط دیگر یادمان می آید . نشانه ها بسیار مهمند بعضی ها شعری را حفظ می کنند اما در وقت نیاز یادشان نمی آید فقط به این خاطر که کلمه¬ی اول شعر را فراموش کرده اند!
حتی حافظ کل قرآن هم گاهی نیاز دارد که اول آیه را به او برسانند تا بقیه اش را بخواند .

6 ) کاربرد
شاید آدرسی را که نوشته اند و به ما داده اند، فراموش کنیم اما اگر مسیری را رفته باشیم ، معمولاَ می توانیم به راحتی دوباره آن را به یاد آوریم . چون این مسیر طی شده ، کاربرد پیدا کرده و در ذهن مانده است ، اما نوشته های روی کاغذ نه . پس سعی کنیم مهم ترین چیزها را در زندگی به کار بگیریم . به همین علت می گویند یک لغت را باید در جمله یاد گرفت و یک فرمول را در مسئله .

7 ) علاقه
خیلی ها می گویند حافظه مان خوب نیست اما درکاری که علاقه دارند برعکس است . یعنی کسی که عاشق فوتبال است ، تمام بازیکن ها را به خوبی می شناسد ، یا کسی که به یادگیری زبان انگلیسی علاقه دارد، سریع¬تر مسلط می شود.
کسی هم که به زور و روی چشم و هم چشمی با خویشاوندان به کلاس زبان رفته است ، شاید فقط کمی لهجه¬ی فارسی¬اش ، به انگلیسی تبدیل شود !

8 ) احساس نیاز
هرچه بیشتر به مطلبی یا موردی احساس نیاز کنیم و برایمان مهم باشد بهتر درذهن مان می ماند.
حتی در سنین بالا می بینیم کسانی که می خواهند و اراده می کنند، حافظه¬ ای شگفت آور دارند . چه بسیار سالخوردگانی که صدها شعر و قصه و خاطره در ذهن دارند و چه بسیار کهنسالانی که از ضعف حافظه می نالند ولی شماره¬ی کوپن هایشان را به خوبی به خاطر می سپارند !
ذهن همیشه اهم و مهم می کند و چیزی را که لازم دارد نگه می دارد گاهی تجربه می کنیم که شماره ای مدتها در ذهنمان بوده از روزی که برکاغذی نوشته ایم دیگر آن را به یاد نمی آوریم ، چون لحظه¬ی نوشتن با خود گفته ایم یا این حس را داشته ایم : نوشتم پس دیگر نیازی نیست درذهنم باشد .
با پیشرفت تکنولوژی و همگانی شدن وسایل ارتباط جمعی مثل موبایل ، حافظه انسان ها بسیار افت کرده چون بیشتر چیزها را در آنها ذخیره می کنند .کافیست حافظه ی خود را در امسال با سالهایی که موبایل دردسترسمان نبوده مقایسه کنیم .

9 ) اعتماد
چه بسیار کسانی که با باورهای منفی ، بزرگترین ظلم را درحق حافظه شان کرده اند .
هرچه بیشتر به ذهنمان اعتماد کنیم مطالب بهتر در ذهن می نشیند و هر چه بیشتر مطمئن باشیم که می توانیم مطالب را به خوبی یادآوری کنیم موفق تریم کسانی که حافظه ای قوی دارند به خود ایمان دارند و تلقین های منفی و شک و تردیدهای بیهوده را در پیش نمی گیرند .

10 ) درک
اگر چه بعضی ها می پندارند، حافظه ازدرک جداست ولی باید گفت درک پشتوانه ای فوق العاده برای حافظه است یعنی چیزی را که بفهمیم بسیار بهتر از قبل در ذهن مان می ماند.
پس درک مهم تر و مقدم بر حافظه است .

11 ) دقت
نگوییم فراموش می کنم ، بگوییم اصلا به خاطر نسپردم . تا دقت نکنیم ، نخواهیم و اراده نکنیم نباید انتظار داشته باشیم مطلبی درذهنمان بماند اما هرچه قوای ذهنی مان را درراه یادگیری به کار بگیریم و با تمام وجود تلاش کنیم مطلب بهتر درخاطرمان می ماند .

12 ) تکرار
ازراه مرورهای به موقع و علمی هم می توان مطالب را به حافظه ی بلند مدت سپرد .

سیکل های مرور مختلفی در جهان پیشنهاد شده اند :
یک نمونه از آن ارائه می شود :

سیکل مرور اپینگ هاوس

  • 1 روزبعد مطالعه ( مرور اول )
  • 3 روز بعد از مروراول ( مرور دوم )
  • 10 روز بعد مرور دوم ( مرور سوم )
  • 1 ماه بعد از مرور سوم ( مرور چهارم )
  • 4 ماه بعد از مرور چهارم ( مرو پنجم )

ثبت دیدگاه

اشتراک گذاری

ارسال این مطلب به ایمیل دیگران

مطالب مرتبط