راه های تقویت حافظه

راه های تقویت حافظه

راه های تقویت حافظه

راه های تقویت حافظه

سلامت روان موضوعی است که غالبا مورد سوء استفاده قرار گرفته است:

بسیاری از افراد بر این باورند که سلامت ذهن یک امر ژنتیکی است در صورتی که برخی دیگر بر این باورند که یک امری است که با اراده و تلاش به دست می آید. اما در کل جهت پرورش یک ذهن و روان سالم باید عادات مناسبی را ایجاد کرد به خصوص عادات سالم ذهنی. البته این سخن به این معنا نیست که عوامل زیستی و اجتماعی و … در سلامت ذهن  و روان شما مؤثر نیستند. اما عادات ما یکی از مواردی است که ما به خوبی بر روی آن ها تسلط و کنترل داریم. در این مقاله راه های تقویت حافظه و در کل 4 عادت وجود دارد که می تواند سلامت روان ما را تضمین کند:

1. تسلط بر ذهن:

فراشناخت توانایی مشاهده و تفکر درباره ذهن خود و نحوه ی عملکرد آن است که یکی مهم ترین عوامل در سلامت ذهن است. ما خیلی از کارهای خود را به صورت خودکار انجام می دهیم؛ به ویژه زمانی که درگیر احساسات باشیم: 

مخصوصا وقتی که عصبانی هستیم سریع جوش می آوریم؛ حرف های تند و طعنه آمیز می زنیم و کارهایی از این دست و در حالت ناراحتی و عصبانیت غذای زیاد می خورید؛ یا زیاد می خوابید و … . 

نه تنها تحریک شدن احساسات منجر به تصمیمات اشتباه و بد می شود بلکه مانع از یادگیری یک چیز جدید می شود. برای جلوگیری از این کارها باید نسبت به خود و کارها و احساسات خود حساس باشید و بر آن ها مسلط شوید و سعی کنید آن ها را کنترل کنید. وقتی یاد بگیرید در مورد ذهن خود کنجکاو باشید؛ خودآگاهی و رشد کار سختی نخواهد بود. در ادامه بخوانید که چه راه های برای تقویت حافظه وجود دارد؟

به عنوان مثال اگر شما مدتی خود را مشاهده کنید و عصبانیت خود را ببینید؛ متوجه می شوید که پشت خشم شما ترس وجود دارد. ترس از تنها شدن، یا دوست داشت نشدن، و عصبانیت حالت تدافعی بدن شما برای مقابله با ترس و ناامنی است؛ و شما باید به این نقطه برسید؛ مکث کنید و خود را و احساسات خود را مشاهده کنید. بار دیگری که احساسات منفی به شما روی آورد؛ آن را ببینید و مکث کنید و از خود بپرسید که اکنون در ذهن من چه می گذرد. 

“بین تحریکات عصبی و واکنش ما یک فضایی وجود دارد؛ در ان فضا، قدرت ما انتخاب نوع واکنش است. رشد و آزادی در نوع پاسخ ما پنهان شده است.”      ویکتور فرانکل

2. با رنج های خود مهربان باشید:

یکی از نشانه های سلامت روان در این است که وقتی شرایط سخت می شود؛ با خود مهربان باشید- به این صورت که به آرامی، منطقی و بدون افراط و تفریط کم کم به رنج های خود نزدیک شوید. در زمان دردها و رنج ها با خود مهربان باشید و مانند یک دوست در کنار خود باشید؛ خود را دلداری بدهید؛ گریه کنید و همدردی کنید. بیشتر اوقات ما درباره دیگران دلسوز هستیم اما از اینکه درباره خود دلسوزتر و مهربان تر باشیم؛ می ترسیم مثلا: 

  • وقتی اشتباه می کنید؛ سریع شروع به انتقاد از خود می کنید.
  • وقتی احساس ناراحتی یا ترس می کنید؛ خود را سرزنش می کنید و خود را بی اهمیت و بی ارزش قلمداد می کنید.

به سخن بهتر همیشه واکنش پیش فرض شما به خودتان این است که نسبت به خودتان سخت گیر باشید. شاید این به دلیل فرهنگ و باور غلطی باشد که می گوید راه رسیدن به شادی و موفقیت، سخت گرفتن به خود است. 

دلسوزی نسبت به خود به این معنا نیست که فرد بدی باشید و هر کاری را انجام دهید و بعد خوشحال باشید؛ نه. فقط به این معناست که نگاهی متعادل و به اشتباهات و شکست های خود داشته باشید. با خود مهربان بودن به این معناست که مدام به خود یادآوری کنید که شما چیزی بیش از اشتباهات خود هستید. به این معنا که احساسی بد داشتن در مورد خود به معنای بد بودن شما نیست. 

3.در رفتارهای خود انعطاف داشته باشید: 

یکی از نشانه های عدم سلامت روان این است که سفت و سخت با خود برخرود کنید و در مقابل آن انعطاف پذیری کلید داشتن زندگی بهتر و سالم تر است. خیلی از ما کارهایی را انجام می دهیم که باعث می شود گاهی خود را نشناسیم:

  • خیلی از وقت هایی که احساس افسردگی و بی حالی می کنیم؛ اینکه خود را از کل جهان دور کنیم برایمان خیلی راحت است. 
  • هنگامی که احساس گناه می کنید؛ وسوسه می شوید که اشتباهات خود را بارها و بارها دوباره تکرار کنید و بارها و بارها از خود انتقاد کنید. 
  • در زمان هایی که احساس ترس می کنیم؛ به حای روبرو شدن با آن ها، خود را در یک حواس پرتی مبهم پرتاب می کنیم. 

اگر قرار باشد هر بار مثل بارهای قبلی رفتار کنیم؛ نباید انتظار نتایج جدیدی را داشته باشیم:

اگر هربار که احساس ترس و اضطراب می کنید؛ به سرعت نگران شوید؛ می فهمید که ترس باعث ایجاد دلهره و نگرانی در شما می شود پس دیگر وقت آن است که به دنبال راه حل باشید. 

و در مورد تمامی رفتارهایی که واکنش های یکسان نشان می دهید؛ کمی فکر کنید و به دنبال راه حل های جایگزین باشید. 

نگاه خود را تغییر دهید و از خود بپرسید که یک شخص دیگر چگونه در چنین شرایطی واکنش نشان می دهد. مانند یک دانشمند در زندگی خود عمل کنید؛ آزمایش و خطا کنید؛ دیگران را مشاهده کنید؛ کسانی را که شما همیشه تحسین می کنید؛ ببینید که چگونه رفتار می کنند.

4. نسبت به ارزش های خود اطمینان حاصل کنید:

مصیبت واقعی درد و رنج در جایی است که شما به جای اینکه بر روی امور مهم زندگی خود تمرکز کنید؛ بر روی امور بی ارزش تمرکز می کنید. هر گاه که ما احساس درد می کنیم؛ برای کاهش آن درد به دنبال یک راه حل هستیم و سریع خود را از آن دور می کنیم.

اما این مورد برای دردهایی است که به صورت فیزیکی و عینی جس می شوند مثلا وقتی دست ما می سوزد 100% دست خود را بر روی گاز نگه نیم داریم؛ بلکه آن را دور کرده تا یرد شود و یک راه حل هم برای ان پیدا می کنیم؛ اما دردهای عاطفی هیچ گاه به صورت ناگهانی به شما دردی را وارد نمی کنند که شما اینقدر سریع ذست به کار شوید. 

در مورد دردهای عاطفی می توان گفت که راه حل هایی وجود دارد. مثلا وقتی تمامی وقت خود را بر روی این مسئله متمرکز می کنید تا از چیزی که نمی خواهید فرار کنید؛ فرصت ذسیدن به چیزهایی را که می خواهید از دست می دهید. اگر بخواهید غم و اندوه خود را با حواس پرتی ها مداوم از خود دور کنید این کار تنها آن را برای شما زنده تر و طولانی تر می کند. 

مثلا اینکه از اهداف تان دوری کنید تنها به این دلیل که ممکن است شکست بخورید؛ عزت نفس شما را پایین می آورد. 

عادت به داشتن قاطعیت یعنی با جدیت به دنبال چیزهایی که می خواهید بروید و سپس مرزها و چارچوب های خود را برای آنچه که نمی خواهید تعیین کنید.